تبليغاتX
با طبیعت [
تلاش برای تشکیل سازمان مردمی(NGO) برای حفاظت از 000/200 هکتار جنگل بکر در شمال کشور
 
توقف عمليات احداث جاده  در جنگل هاي ابر  شاهرود 
 
عمليات اجرايي جاده ابر پس از 2 هفته كشمكش ميان منابع طبيعي و اداره راه، به دستور استاندار سمنان متوقف شد. اين درحالي است كه مديركل اداره راه و ترابري استان با حضور در سيماي استان، به صراحت اعلام كرد« كساني كه جلوي كار  (احداث جاده ) را گرفتند جهالت كردند.» گفته‌هاي اين مدير محلي درست پس از مصاحبه مديركل جنگل‌هاي خارج از شمال پخش شد كه طي آن، بر ضرورت توقف عمليات راهسازي و صيانت جنگل تاكيد مي‌كرد.دكتر پيمان يوسفي، مديركل جنگل‌هاي خارج ازشمال با اشاره به دستور استاندار مبني بر توقف عمليات راهسازي در حريم جنگل ابرگفت: اين تدبير و موضع‌گيري درخور تحسين استاندار نشان داد، حفظ انفال براي مسئولان نظام در اولويت است و اجازه نمي‌دهند بخشي از نادرترين زيستبوم ايران كه در جهان كم نظير است قرباني منافع گروهيكم شمار شود. يوسفي همچنين از تشكيل كميته‌اي 4نفره متشكل از نمايندگان ديوان محاسبات، وزارت راه و ترابري و سازمان حفاظت محيط‌زيست براي تصميم‌گيري درخصوص جاده جنگل ابر خبر داد و گفت: انتظار آن بود كه از سازمان جنگل‌ها و مراتع كه مالك و متولي جنگل ابر است نيز در اين كميته دعوت مي‌شد تا هيچ يك از زواياي طرح مبهم نماند و با ديد وسيع تري در اين زمينه تصميم‌گيري شود.
 
 
جنگل ابر از جنگل‌های زیبا و خوش‌ آب و هوای استان سمنان است که در 50 کیلومتری شمال‌شرقی شاهرود و در مسیر جاده شاهرود به آزادشهر در استان گلستان قرار دارد. این جنگل در مجاورت روستاهای ابر، شیرین‌آباد و خاک‌پیرزن قرار دارد. فضای جنگل ابر را در فصول مختلف سال، پوششی از ابر فرا گرفته است و به همین دلیل به آن جنگل ابر می‌گویند.

در مناطق فرادست جنگل ابر،‌ می‌توان از بالا به ابرهای پرتلاطم نگاه کرد. تصویری که در این مناطق به چشم توریست‌ها و جنگل‌نوردان می‌آید، یادآور زیبایی تصویر screen savar کامپیوتر است و هر چند دقیقه یک‌بار، با حرکت ابرها تغییر می‌کند. ارتفاع زیاد جنگل از سطح دریا، پایین بودن درجه حرارت در فصل گرما، وجود چشمه‌سارهای فراوان و پوشش جنگلی متنوع، از ویژگی‌های این جنگل است که آن را به تفرجگاه زیبا نه فقط برای شاهرودی‌ها و سمنانی‌ها، بلکه برای ساکنان جنوب استان گلستان نیز بدل کرده است. شرجی هوا در جنگل‌های سرسبز استان گلستان بالاست و به همین دلیل برخی از ساکنان این استان ترجیح می‌دهند رنج عبور از جاده‌های خاکی را تحمل کنند تا برای گردش به جنگل ابر بیایند.

 
 
+ نوشته شده در  88/09/03ساعت   توسط کیومرث سفیدی | 
 

تخريب در جنگلهاي خارج از شمال ادامه دارد‌:   پس از جنگل هاي ” هلن” اين بار در لرستان

خطوط نفت طبيعت لرستان را شخم زد

اين روزها زاگرس مياني شاهد عبور مارپيچ لوله هايي است که در قلب سرسبز طبيعت لرستان خط مي اندازد و به پيش مي رود تا در مسير خود هزاران درخت را در زير لاله هاي خاک مدفون کند.

 

 لرستان با دارا بودن طبيعت بي نظير به عنوان بام طبيعت و حيات وحش ايران مطرح است و اين طبيعت بکر و دست نخوره که سالها با مردمان لر همنوا و همراه بوده حال با ورود لوله هاي نفت و گاز آنچه اين منطقه را در برگرفته نه صداي دلنشين طبيعت بلکه صداي بولدوزرهايي است که کمر به قتل درختان زاگرس بسته اند.
لرستان داراي بيش از دو ميليون و 150 هزار هکتار اراضي جنگلي و مرتعي است و اين طبيعت يکي از بزرگترين داشته هاي خدادادي اين سرزمين محسوب مي شود و انصاف نيست که ريه هاي تنفسي لرستان به راحتي از بين بروند تا لوله هاي نفت خوزستان به مرکز ايران منتقل شود.
البته موضوع انتقال نفت يک موضوع ملي و پروژه انتقال نفت آسار - رازان هم يک پروژه ملي است که نيازمند همياري و مساعدت همگاني است ولي آنچه جاي بحث دارد اين است که چرا اين پروژه با اين گستردگي بايد بدون ارزيابي زيست محيطي آغاز شود تا اينگونه جنگل هاي لرستان در زير چرخ هاي آنچه توسعه ناميده مي شود از بين برود؟
ارزيابي زيست محيطي مي توانست کمک کند تا تعداد کمي از درختان منحصر به فرد منطقه زاگرس مياني در لرستان قرباني پروژه خط انتقال نفت خوزستان به مرکزي شود.

به هر حال آنچه جاي تامل است اين است که نه پرداخت خسارات درختان از دست رفته را به زاگرس بر مي گرداند و نه توقف پروژه آنچه از بين رفته را دوباره بازخواهد گرداند. اين ماجرا گوشه اي از آن چيزي است که امروز بر محيط زيست لرستان از برکت لوله هاي نفت و گاز مي رود و به نظر مي رسد رفع اين موضوع نيازمند چاره انديشي اصولي و اتخاذ راهکارهاي مثمر ثمر است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  88/08/04ساعت   توسط کیومرث سفیدی | 
 
 
معرفی لینکهای آموزش زبان آلمانی

 
 
 
+ نوشته شده در  88/07/29ساعت   توسط کیومرث سفیدی | 
 

فاجعه زيست محيطي اين بار  در چهار محال بختياري

قطع 3هزار اصله درخت بلوط  در  منطقه  ” هلن ”  استان چهارمحال بختياري

درختان بلوط در غرب ايران مساحتي بالغ بر ۵ مليون هكتار از راضي طبيعي را پوشش مي دهند. شرايط نامناسب محيطي و فشار هاي انساني وارد بر جنگلهاي تنك غرب كشور همواره يكي از نگراني هاي دوست داران طبيعت به شماتر مي رود ، شرايط موجود در اين جنگل ها به لحاظ تخريب و فرسايش هاي موجود به نحوي است كه امكان احيا و بازگشت به شرايط اوليه در صورت ادامه اين تخريب ها بدون شك ناممكن است. جنگلهاي بلوط غرب با طول تقريبي 1300 كيلومتر در امتداد رشته كوه زاگرس از جنوب آذربايجان غربي تا استان فارس امتداد دارند . مساحت كنوني آن 5 ميليون هكتار تخمين زده شده است و بارزترين گونه هاي درختي آن  بلوط ايراني است، در سرتاسر اين جنگلها حضور دارد  و دو گونه ديگر يعني دارمازو  و يوول  در قسمتهاي شمالي ديده مي شوند . فرم غالب جنگلشناسي جنگلهاي غرب شاخه زاد بوده و اين دلالت بر تخريب ناشي از حضور طولاني مدت جوامع انساني دارد . متاسفانه به دليل رشد جمعيت در قرن اخير و نياز جنگلنشينان به سوخت ، منبع غذايي براي دامها و زمينهاي كشاورزي بهره برداري ديوانه وار از اين جنگلها بكلي چهره آنها را دگرگون كرده است و بجز در نقاط معدودي مانند قبرستانها نشاني از انبوهي سابق اين جنگلها نيست .

خبرهاي رسيده حاكي از آن است كه قاچاقچيان  ذغال در منطقه ” هلن” چهارمحال بختياري  نزديك به سه هزار اصله از درختان بلوط را به منظور ذغال گيري قطع نموده انداين منطقه جنگلي كه 40 هزار هكتار وسعت دارد هرچند عنوان حفاظت شده را يدك مي‌كشد اما به‌دليل كمرنگ بودن اقدامات حفاظتي مدت‌هاست كه به جولانگاه قاچاقچيان زغال تبديل شده است.

تراكم پوشش گياهي و درختان جنگلي در اين منطقه تا 3 دهه پيش به اندازه‌اي بود كه كمتر كسي جرأت آن را داشت كه وارد جنگل شود، اما اينك بر اثر تجاوز و تخريب بخش‌هايي از جنگل در معرض تنك شدن و نابودي پوشش گياهي قرار دارد.منطقه حفاظت‌شده هلن پس از سبزكوه، دومين منطقه حفاظت شده در چهار‌محال‌و‌بختياري با 40‌هزار هكتار وسعت، تنها منطقه حفاظت‌شده جنگلي است كه 30‌هزار هكتار آن پوشيده از جنگل عمدتا از نوع بلوط غرب است.

هر گوني زغال 50‌هزار تومان ارزش دارد و بلوط بهترين درخت براي تبديل به زغال است؛ ازهمين روست كه بازار قطع درختان كهنسال در اين منطقه داغ است و قاچاقچيان زغال بي‌آنكه اهرم فشاري براي جلوگيري از تخلفات آنها وجود داشته باشد همچنان بلوط‌ها را به كام مرگ مي‌كشند. كشف بيش از 100 كوره زغال در اين منطقه حاكي از فعاليت گسترده و سازمان‌يافته قاچاقچيان حرفه‌اي در اين منطقه است. و شاهدان محلي نيز آن را تاييد مي كنند اما مهندس شيوندي، مديركل محيط‌زيست چهارمحال‌وبختياري اما در گفت‌وگو با روزنامه همشهري، قطع درخت در منطقه هلن را كذب محض دانست و گفت: برخي افراد با بهانه‌هاي مختلف مي‌كوشند به اين مسئله دامن بزنند درحالي‌كه طي بازديدهايي كه با حضور نيروهاي محيط‌زيست، منابع طبيعي و فرمانداري از منطقه به‌عمل آمد، مشاهده شد تنها تعدادي سرشاخه در منطقه قطع شده و در حال حاضر با نظارتي كه وجود دارد اين تخريب‌ها متوقف شده است.

با آنكه مديركل محيط‌زيست‌چهار‌محال‌وبختياري قطع درختان بلوط در هلن را با قاطعيت تكذيب مي‌كند اما افراد محلي ضمن تاييد قطع درختان بلوط در منطقه هلن مي‌گويند: تا پيش از سال‌84 كه منطقه هلن تحت مديريت منابع طبيعي استان قرار داشت توانسته بودند با به‌كارگيري برخي افراد بومي آمار قاچاق زغال را به ميزان قابل توجهي كاهش دهند اما با ارتقاي منطقه هلن به منطقه حفاظت شده و واگذاري حفاظت آن به سازمان محيط‌زيست و اخراج بوميان همكار، كمربند حفاظتي گسسته مي‌شود.

نكته ديگر اينكه با وجود نيروهاي سازمان حفاظت محيط‌زيست به‌دليل نداشتن تجربه و عدم‌آشنايي با منطقه، فعاليت قاچاق رونق مي‌گيرد؛ به‌طوري كه اكنون فرهنگ زغال در منطقه نهادينه شده و گروه‌هايي به‌صورت حرفه‌اي با قطع درختان كهنسال بلوط و تبديل آن به زغال، با كمك افرادي در اصفهان آن را توزيع مي‌كنند.

تمام اين فعاليت‌ها البته به‌دليل كمبود گارد حفاظتي در اين منطقه اتفاق مي‌افتد؛ تا آنجا كه قاچاقچيان به اندازه‌اي جسور شده‌اند كه در مواردي از كارگران افغاني براي قطع درخت و تبديل آن به زغال استفاده مي‌كنند.

 روستاهاي جوزستان، رحيم‌آباد، اسلام‌آباد، فيروزآباد، دورك، برنجگان و بره مرده با جمعيتي حدود 4هزار نفر در حاشيه منطقه هلن واقع شده و امرار معاش شمار قابل توجهي از آنها تهيه زغال است.

 

+ نوشته شده در  88/07/26ساعت   توسط کیومرث سفیدی | 

 

  فرهنگ نوین اصلاحات دانشگاهی                    

 چند روز پيش مطلبي رو خوندم كه بي مناسبت با حال و هواي اين روزهاي دانشگاه هاي ما نيست ، طنز جالبي كه حقايقي رو از فضاي آموزشي دانشگاه هاي كشور تداعي مي كنه ، يه بخش هايي از اين نوشته رو آقاي محمود فرجامی اون رو نوشتن براتون گذاشتم با اين توضيح كه بخشي از متن اصلي حذف شده و در  بخش هاي باقي مونده تغييري صورت نگرفته، به اوضاع دانشگاه هاي ما هنوز خواندني و خنده داره ..........

از آنجایی که در سایه‌ی ارتقای فرهنگی و علمی دانشگاه‌ها در چند دهه‌ی اخیر معانی برخی از اصطلاحات قدیمی تغییر کرده و همچنین اصطلاحات جدیدی هم در حوزه‌ی دانشگاه (با حوزه و دانشگاه اشتباه نشود که اشتباه بزرگی‌ست!) به وجود آمده؛ فرهنگ اصطلاحات دانشگاهی نوینی نوشته‌ام که امید است به درد دانشجویان و به ویژه دانشجویان تازه وارد بخورد. در زیر معانی واقعی و کاربردی برخی اصطلاحات دانشگاهی جدید را می‌خوانید: دانشجوی سال اولی: دانشجویی که فکر می کند با تحصیلات دانشگاهی می‌تواند آینده‌ی بهتری برای خودش بسازد.

دانشجوی سال دومی: دانشجویی که فکر نمی‌کند با تحصیلات دانشگاهی بتواند آینده‌ی بهتری برای خودش بسازد.

دانشجوی سال سومی: دانشجویی که مطمئن شده است با تحصیلات دانشگاهی نخواهد توانست آینده‌ی بهتری برای خودش بسازد.

دانشجوی سال چهارمی: دانشجویی که دیگر نه فکر می‌کند، نه به چیزی اطمینان دارد و نه آینده‌ی برای خود متصور است.

مشروط: دانشجویی که به خاطر علاقه‌ی زیادش به درس خواندن، مورد حسادت قرار گرفته و از این رو دانشگاه او را ملزم کرده است که در ترم بعدی بیش از حد معینی واحد انتخاب نکند تا به بقیه هم برسد! کلمه مشروط از «مشروطه» می‌آید که عده‌ای معتقدند باعث رونق گرفتن دانشگاه در ایران شد. عده‌ی دیگری هم معتقدند که رونق گرفتن کار مشروط‌ها باعث اضمحلال مشروطه شد.

تقلب: دانش دوپینگی

سهمیه: دوپینگ قانونی.

گوسپند: نوعی جانور که جز نوشتن جزوه، حفظ جزوه و پاس کردن درس از روی جزوه هیچ کار دیگری در دانشگاه نمی‌کند. چنین موجوداتی در دانشگاه‌های مشهور بیشتر دیده می‌شوند و فرق آنها با سایر گوسپندان در این است که نه کله‌ی این گوسپندان قابل استفاده است و نه پاچه‌ی خوشمزه‌ای دارند.

جزوه: دستنوشته‌هایی که گمان می‌شود عصاره‌ی یک کتاب است. اما در واقع تفاله‌ی بخشی از آن است.

خرخوان: نوعی خر که توانایی مطالعه‌ی مداوم به مدت 72 ساعت را دارد. نطفه‌ی این موجودات در دوره‌ی دبیرستان بسته می‌شود و در کلاس‌های کنکور به بلوغ می‌رسند. این موجودات اغلب در کافه تریاهای دانشکده‌ها استحاله می‌شوند.

گرد: جسمی که طول و عرض و ارتفاع آن از مرکزش به یک فاصله است. چنین دخترهایی معمولا در حدود 165 سانتیمتر قد و به میزان سه چهارم پی آر 3 حجم دارند که ناشی از سال‌ها در خانه نشستن و دست به سیاه و سفید نزدن و تست زدن است. سه عاقبت دردناک در انتظار آنهاست: ازدواج، انفجار و ورود به دانشگاه که گزینه‌ی آخری و متعاقب آن استفاده از غذای سلف، دردآورترین آنهاست.

سلف (غذاخوری): فعال‌ترین آزمایشگاه و واحد تولیدی هر دانشگاه که توانایی تبدیل موجودات گوناگون به غذا را دارد. یکی از رایج‌ترین توانایی‌ها که شرط لازم اولیه برای سلف نامیده شدن یک مکان محسوب می‌شود، توانایی بازیافت چمن‌های محوطه به شکل قرمه‌سبزی است.

گوریل: گونه‌ای از دانشجویان پسر با موهای ژولیده و لباس‌های بدفرم که از بوی سیر دهان و عرق لباس‌هایشان نمی توان کمتر از سه متر به آنها نزدیک شد. این جانوران معمولا پس از فارغ‌التحصیلی به‌جای اعزام به قلب جنگل‌های آمازون در پشت میزهای مدیریت و ریاست جای می‌گیرند.

شاسکول: دانشجویی (عمدتا دختر) که بعد از 20 بار جزوه دادن به یکی از دانشجویان جنس مخالف هنوز فکر می‌کند خط خوبش باعث محبوبیت‌اش است.

پلشت: دانشجویی که حاضر است کیسه فریزر دور بشقابش بکشد و با قاشق یک بار مصرف غذا بخورد تا مجبور نباشد روزی یکبار ظرفهایش را بشوید. تقریبا اکثر دخترهای ساکن در خوابگاه های دانشکده های علوم و مهندسی.

بتونه‌کاری: فریضه‌ی واجبی که بیشتر دختران دانشجو صبح‌ها قبل از حرکت به سمت دانشگاه بر روی صورت خود انجام می‌دهند تا دیدارشان قابل تحمل شود. معمولا هم نمی‌شود.

جلبک: نوعی دانشجو با آی‌کیوی حیرت‌برانگیز و توانایی جزوه نوشتن حتی از روی سرفه‌های استاد. تراکم زیستی این جانداران در دانشکده‌های علوم انسانی بیشتر است.

دکتر: لفظی که تا پیش از دوران وزارت کشور دکتر کردان یک پیشوند لذت‌بخش بود و پس از آن فحشی زشت محسوب می‌شود. با این حال، به دلایل روانی ناشناخته‌ای تمام دانشجویان رشته‌های پزشکی و دامپزشکی همچنان علاقه‌ی وافری دارند که از ترم اول تحصیل دیگران آنها را با لفظ خطاب کنند.

کافور: ماده‌ی اصلی تشکیل دهنده‌ی غذاهای سلف پسران که گویا از قدیم با عارضه‌ی «زنگ‌زدگی» در ارتباط بوده است چرا که شاعر فرموده: برعکس نهند نام زنگی کافور!

بورسیه: همزمانی کار و تحصیل که ماحصل آن تلفیق درس‌نخوانی و اززیرکاردررویی است.

پروژه: کار عملی که دانشجوها با هم انجام می‌دهند. بعضی‌ها هم روی هم!

تحقیق: تالیف یا ترجمه‌ی بخشی از کتابی که استاد در نظر دارد بعدا به نام خودش چاپ کند در ازای گرفتن مقدار ناچیزی نمرده.

پروپوزال: نوشته‌ی بی ربط کوتاهی که در آن درباره‌ی نوشته‌ی بی‌ربط بلندی که بعدا نوشته یا کپی پیست خواهد شد، توضیح داده می‌شود.

پایان‌نامه: تایپ یا کپی-پیست کردن مقداری متن پراکنده در کتابها و پایان‌نامه‌های قدیمی‌تر در یک فایل و پرینت گرفتن از آنها و صحافی کردن مجموعه. خوشبختانه با پیشرفت علم و تکنولوژی، تمام این فرآیندها با صرف هزینه‌ی معقولی به طور کاملا خودکار و بدون دخالت دست و ذهن انجام می‌گیرد.

دانشنامه (مدرک): درپوش کوزه.

جابجایی (دانشجویی): تفاوت علمی دانشگاه‌ها به زبان پول.

ارث پدری (طلب بابا): طلبی که بعضی از دانشجویان ارزشی از دیگران دارند و معمولا به صورت گزاره‌هایی همچون «چرا این لباس رو پوشیدی؟»، «چرا موهات دیده می‌شه؟»، «دیگه این موسیقی رو نشنوم ها»، «دیگه نبینم با هم کِروکِر می‌کنین»... بروز می‌کند.

خوابگاه متاهلی: جایی برای استراحت، مطالعه، تماشای تلویزیون، درس خواندن و باقی کارها. به خصوص باقی کارها.

وات: دانشجویی که طبق آخرین مدهای 10 سال قبل لباس می پوشد و با آخرین مدهای 20 سال قبل زندگی می کند و مثل 30 سال قبل فکر می کند. جوات‌ها معمولا آینده مثبتی در مشاغل دولتی دارند.

افزایش سنوات: حاصل ز گهواره تا گور دانش جوییدن.

سیاسی‌کاری: اصطلاحی برای توصیف فعالیت‌های سیاسی دانشجویی وقتی که مطابق سلیقه‌ی «آنها» نیست. آنهایی که همیشه تاکید می‌کنند که دانشجو باید سیاسی باشد و در امور کشورش دخالت داشته باشد.

پاچه‌خواری: یکی از راه‌های گرفتن نمره از اساتید به طور شرافتمندانه. البته شرافتمندانه در قیاس با سایر راه‌ها!

انتظامات: شحنه‌ی دانشگاه و مسئول برقراری نظم حتی به قیمت بی‌نظمی. ستاد کارآفرینی برای اقوام و خویشان فاقد تحصیلات دانشگاهی و بعضا دبیرستانی مسئولان دانشگاه.

سنگ‌پای قزوین: مهمترین عامل برای اخذ دکترای افتخاری از آکسفود بدون داشتن لیسانس.

کاردانی پیوسته: پیوند دانشگاه با دبیرستان به کف با کفایت دانشجویانی که در حد دوره راهنمایی معلومات دارند و رفتارشان مثل دبیرستانی‌هاست.

خر زدن: تنها نوع حیوان‌آزاری که انسان‌ها روی خودشان هم انجام می‌دهند. خر زدن در شب‌های امتحان به پیک خود می‌رسد.

 افتادن: سقوط از بالا به پایین که به خاطر عوامل مختلفی چون جاذبه‌ی زمین، درس نخواندن، جزوه نداشتن، شکست در عشق و امثال آنها اتفاق می‌افتد.

ازدواج دانشجویی: اشتباه صنفی.

کتابخانه: جایی برای حرف زدن، رد و بدل کردن جزوات و فایل‌های بلوتوثی، اسم ام اس فرستادن و بعضا رونویس تکالیف و تمرین‌ها.

منشی گروه: همه کاره ی گروه. دست کم خودش که اینطور فکر می‌کند.

حذف ترم: خودکشی آبرومندانه از ترس مرگی مفتضحانه.

 

 

+ نوشته شده در  88/07/21ساعت   توسط کیومرث سفیدی | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
ن والقلم و ما یسطرون
دانشجوی دکتری دانشگاه تهران هستم و خبرنگار، 27 ساله،متاهل و دوستدار طیبعت. هدف از نگارش در این تارنما دغدغه های محیط زیستی من است که بخش مهمی از زندگی ام را تشکیل می دهد.

پیوندهای روزانه
علی آبادی در رختکن تیم ملی فوتسال بانوان!
علی دایی در جلسه کمیته فنی فیفا
شايعه گم شدن آقاي مجري ( حيدري)
آخرین جملات افراد مختلف قبل از مرگ! ( طنز)
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
آرشیو موضوعی
طبعیت و محیط زیست
اکوتوریسم ( طبیعت گردی )
جنگلشناسی و اکولوژی
مسائل اقتصادی و اجتماعی در منابع طبیعی
NGO
English
پایان نامه ها
پیوندها
وحید وطن پور
مهدي ديارمند
وقت کشی
منابع طبیعی
مژگان جمشیدی
مدریت اکولوژیک جنگل ها
سرفه های یک روح
با رفتن تو بهار می میرد
گردش در طبيعت ايران
روزنگار يك معلم
طبیعت سبز
روزنامه آرمان
خبرگزاري آرمان
کانون دیده بانان زمین
موسسه تحقیقات جنگل ها و مراتع
گیاهان دارویی
میراث سبز ایران
اوای محیطزیست ایران
نغمه طبیعت
سازمان جنگلها و مراتع کشور
خبرگزاری مستقل محیط زیست
مرتع و آبخیز
اخبار محیطزیست ایران در سایت آفتاب
محیط زیست اهواز
وبلاگ مهندسی آبخیزداری
وحید نوروزی
آشیانه سبز میانکاله
يك جرعه غزل
سایت جامع گردشگری ایران
کویر های ايران
جنگلهای کرانه های خلیج فارس
صدای آسمان
مهار بیابان زایی
شبكه ورزش ايران
آموزش آلماني
ديكشنري آلماني ـفارسي
ديكشنري آلماني - انگليسي
گروه مجلات همشهری (همشهری جوان)
همراه با طبیعت
شب زنده ها
دايره
Image hosting
IUFRO
Learner Duetcsh
انجمن شوکای کرمانشاه
جنگل های شمال
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
دیجیتال کیوان

برای دریافت خبرنامه الکترونیکی ازاین سایت میتوانید در بخش زیر ثبت نام فرمایید





Powered by WebGozar